حلقه ی ذکر

کی شود که به بهانه‌ی این حلقه‌های ذکر، حوض کوچک زندگی‌ام را به آبی مهربان دریاهات برسانی...

پیشنهاد های وب گردی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «لهوا و لعبا» ثبت شده است

با خود اندیشیدم؛ شاید حضور مرجان در زندگی من، آزمونی بود تا من دریابم چقدر در برابر توطئه های محفل ضعیف هستم وگرنه من می توانستم با اعلام انزجار از بهائیت، فردای خودم را بسازم. اما دریغ و صد دریغ که من درست در بزنگاه حادثه، از بزرگترین سعادت زندگی ام کم آوردم، و وقتی انسان از ماجرا و حادثه ای فاصله بگیرد، بهتر می تواند درباره ی عملکردش داوری کند تا آن که در متن حادثه باشد. اعتراف می کنم که از نقشه های شوم محفل وحشت داشتم، اعتراف می کنم که آنقدر صاحب اعتماد به نفس نشده بودم که بتوانم رشته های تعلق خود را با خانواده ام ببرم.

پشت پرده تشکیلات(خاطرات عضو سابق حزب بهائیت)| به روایت بهزاد جهانگیری، نوشته سعید سجادی




با طبعم سازگار نبوده و نیست هیچ وقت که یک چیزی را از بیخ و بن بد ببینم و رادیکالانه نفی ش کنم،کلا نمی توانم. شاید هم بلد نیستم.

یک جاهایی خوب است ، واقعا خوب. یک جاهایی هم مثل حالا، کار را سخت می کند.

یکی دو ساعتی هست که دارم فکر می کنم چیزی که توی ذهنم هست را چطور باید بگویم. فکرم در جست و جو از این کنجش به آن کنج، گاهی هم می رود روی فرمت خیلی خیلی پر طرفدار و رایج این روز ها. مثلا تیتر بزنم:

۰۸ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۰
مهرا ساعی

آنگاه که غرور وجودت را فرا گرفت و تفاخر شعورت را ، و ذلت خویش را عزت یافتی و نخوت خویش را همت ، قرآن بخوان.

                                                                                                                                        شهیدسیدمرتضی بحرالعلوم





اینکه یک عده به هر دلیلی –که بحث من نیست الان- ترجیح می دهند برای همدردی با کشته شده های فرانسوی خودشان را به شیوه های عجیب و غریب توی چشم بکنند- با هر هدفی که دارند و هر عاملی که می تواند ریشه ی این رفتارهایشان باشد- اشتباه بود و هست و در اشتباه بودنش شکی نیست.

اما انصافا کوبیدن این اشتباه از منظر مقایسه ی آن با عدم همدردی با کشته شدگان مظلوم جنگ های سوریه و لبنان و ... ، هم اشتباه دیگری است.

این دو تا اشتباه ، هیچ یک بر دیگری شدت یا قلت ندارند، یعنی نمی شود گفت که این اشتباه بود، این یکی از آن بدتر. یا این قابل بخشش است یا نیست، آن دیگر عکسش.  اساسا مقایسه شان با هم غلط ذهنی ما است.

دو تا حرکت، هر دو به جای خود اشتباه و مایه تاسف و البته تامل. همین.

چقدر بعضی ها* خوب و قشنگ دین را فهمیده بودند...

               «اعتدال حاصل درک وضعیت دیگران است و باعث می‌شود که انسان درد دیگران را درد خود بداند

 

آنوقت ذهن ها و اندیشه های

۲۶ آبان ۹۴ ، ۰۱:۵۲
مهرا ساعی