حلقه ی ذکر

کی شود که به بهانه‌ی این حلقه‌های ذکر، حوض کوچک زندگی‌ام را به آبی مهربان دریاهات برسانی...

پیشنهاد های وب گردی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «لذت انتخاب» ثبت شده است

نیمه شب دوم است که قیدار تب می کند . پیشانی اش کوره شده است . قطره های درشت عرق روی صورتش برق می زند . شلتون می رود زیر بالکن و ناله می کند که : بانو به دادمان برس ! راستی راستی دارد خودش را میکشد .. بانو با دست مالی خیس پایین می آید و پیشانی قیدار را تا صبح تر نگه می دارد .

گه گداری از اشکوب اول ، صدای داد و بی داد و فحش و فضیحت می آید ...

...

در این میان صفدر به یاد می آورد که که سید گلپا پیام دیگری هم برای قیدار فرستاده بود . گفته بود که :

خوش نامی قدم اول است ... از خوش نامی به بدنامی رسیدن قدم بعدی بود .. قدم آخر گم نامی است ... طوبا للغرباء!

قیدار| رضا امیرخانی

 

1)

از آن وقت هایی است که باید بنویسم. از چه؟نمی دانم. از که؟ نمی دانم. از کجا؟کدام ؟کی؟ اصلا نمی دانم.

انگار ازدحام فکرها ، راه واژه ها را بر قلم بسته اند.

این روزها و لحظه ها، طفلک ذهنم شبیه یک پردازنده ی چندین و چند هسته ای، همزمان به چندین و چند وادی کاملا پرت از هم فکر میکند. یعنی چاره ای ندارد، باید فکر کند!

شاید هم خوب باشد برایش. و لازم. که از این گیج و منگی بیاید بیرون.

2)

صرفا جهت ثبت شدن:

این روزها احساس می کنم آن چه که پیش رو دارم، از دو حال خارج نیست :

یا نمی فهمم چه شد و خودم را پرت می کنم در یک دنیای جدید و یک زندگی جدید. جدید یعنی جدید، بیشتر از هرچیزی که حتی تصورش را کرده باشم هرگز.

۲۳ آبان ۹۴ ، ۰۳:۴۶
:)