حلقه ی ذکر

کی شود که به بهانه‌ی این حلقه‌های ذکر، حوض کوچک زندگی‌ام را به آبی مهربان دریاهات برسانی...

پیشنهاد های وب گردی

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دیوار نامهربانی» ثبت شده است

با خود اندیشیدم؛ شاید حضور مرجان در زندگی من، آزمونی بود تا من دریابم چقدر در برابر توطئه های محفل ضعیف هستم وگرنه من می توانستم با اعلام انزجار از بهائیت، فردای خودم را بسازم. اما دریغ و صد دریغ که من درست در بزنگاه حادثه، از بزرگترین سعادت زندگی ام کم آوردم، و وقتی انسان از ماجرا و حادثه ای فاصله بگیرد، بهتر می تواند درباره ی عملکردش داوری کند تا آن که در متن حادثه باشد. اعتراف می کنم که از نقشه های شوم محفل وحشت داشتم، اعتراف می کنم که آنقدر صاحب اعتماد به نفس نشده بودم که بتوانم رشته های تعلق خود را با خانواده ام ببرم.

پشت پرده تشکیلات(خاطرات عضو سابق حزب بهائیت)| به روایت بهزاد جهانگیری، نوشته سعید سجادی




با طبعم سازگار نبوده و نیست هیچ وقت که یک چیزی را از بیخ و بن بد ببینم و رادیکالانه نفی ش کنم،کلا نمی توانم. شاید هم بلد نیستم.

یک جاهایی خوب است ، واقعا خوب. یک جاهایی هم مثل حالا، کار را سخت می کند.

یکی دو ساعتی هست که دارم فکر می کنم چیزی که توی ذهنم هست را چطور باید بگویم. فکرم در جست و جو از این کنجش به آن کنج، گاهی هم می رود روی فرمت خیلی خیلی پر طرفدار و رایج این روز ها. مثلا تیتر بزنم:

۰۸ بهمن ۹۴ ، ۰۱:۰۰
:)