حلقه ی ذکر

کی شود که به بهانه‌ی این حلقه‌های ذکر، حوض کوچک زندگی‌ام را به آبی مهربان دریاهات برسانی...

پیشنهاد های وب گردی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «حرم عاشقی» ثبت شده است

  گوشی را گذاشتم و سرم را هم گذاشتم روی میز تا سر و سامانی به افکار پریشانم بدهم . اما هم چنان که چشمانم بسته بود و سرم بر روی میز ، متوجه شدم که آمیزمحود آبدارچی ، آرام و بی صدا در را باز کرد ، با سینی چای به سمت میز آمد و چای را بر روی میز گذاشت . سرم را بلند کردم که تشکر کنم و بخواهم که آبی هم برای قرص خوردن بیاورد که جویده جویده و با خجالت گفت: آقا می خواستم ازتون خواهش کنم اگه میشه کار اون خانومه رو چاپ کنین .

با حیرتی آشکارو عصبانیتی فروخورده گفتم : شما دیگه چرا آمیزمحمود با این سن و سال ....

گفت : می دونین آقا ! این خانوم اینجا که آمده بودن ، قول دادن برام یه وام جور کنن از یه صندوق قرض الحسنه ، اینه که فکر کردم منم جبران محبتشونو بکنم .

گفتم : پس به شما قول کمک نقدی دادن ؟!...    

 غیر قابل چاپ| سید مهدی شجاعی



*

  ماهی قرمز بازی گوش دلم، خدایا چه خوب می دانی که عمری است گاه و بی گاه پی شیطنت هاش، از میان دست های مهربانی ات، خودش را هی می سراند این سو و آن سو.

حالا پشیمان از بیرون پریدنش از بین دست هات، دلش هوایی حوض رحمت رجب است!

خدایم، اذن دخولش می دهی امشب؟ آرزو دارد آخر...


**

حس بدی دارد؛ این که ده دقیقه مانده به زمان آخر امتحان، تازه حالی ات شود دو تا سوال بیست نمره ای، چه خواسته اند ازت!

حس بدتری دارد، ماه رحمت بی واسطه ات، ماه پیش آمدنت، دست دراز کردنت، آدم هنوز در سرگرمی های پَست خودش، بازی بازی بگذراند. ذَرهم فی خَوضِهِم یَلعَبون...

ده دقیقه ی آخری می رسد که تازه هوشت می شود مسئله ی عشق، چه خواسته بود ازت!


                               


سرخط: انار های چهار فصل باغ خدا، چیدن دارند! مثل باران توی جمکران...



۲۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۳۰
مهرا ساعی

محبوب صادق، حقیقتی است که انسان تا هنگامی که از آن دور است، به دنبال اوست و با وصول به آن ، به قرار و آرامش می رسد و به سرور و نشاطش نیز افزوده می شود . محبوب کاذب امری است که انسان تا هنگامی که از آن دور است ، در اثر اشتباه در تشخیص ، به دنبال آن می رود اما با رسیدن به آن نه تنها به آرامش نمی رسد ، بلکه به اضطراب و بی قراری اش نیز افزوده می شود این نوع محبوب پیش از وصول محبت را طلب می نماید و پس از وصول موجب نفرت می شود .

به جز محبوب حقیقی وکاذب ، مورد سومی نیز وجود دارد و آن محبوب مجازی است و محبوب مجازی در مقابل محبوب حقیقی نیست و مصداقی برای نفرت نمی باشد و حتی در محبت نیز اصیل نیست . محبوب مجازی همانند محبوب کاذب، آنچه انسان دوست دارد ، ارائه می دهد ، با این تفاوت که در ارائه خود صادق است . محبوب مجازی راه است و راهزن نیست . انسان از طریق آن به محبوب حقیقی نایل می شود .    هستی و هبوط ( انسان در اسلام)| حمید پارسانیا

 

صفر ام )

آخ که چه تجربه ی سختی بود نداشتن و نبودنش. «خانوم بزرگ» را عرض می کنم ...

هیچ ندانسته بودم در این مدت که چقدر من و «خانوم بزرگ» به هم وابسته ایم، چقدر با هم انس و، خاطره و، شادی و غم مشترک و، گذر عمر و دلتنگی ها و دل گرفتگی ها و انبساط خاطر ها داریم... که چقدر کار راه انداز و همراه و همدلم بوده است همیشه. که از تحصیل و کار  و فن و تفریح و ... تا همین مرواریدِ جانم، همه شان چقدر به «خانوم بزرگ» وابسته اند، آنقدر که یک پای همه شان می لنگد اگر پای «خانوم بزرگ» بلنگد یک وقتی. و خلاصه که خودش خوب می داند که نزدیک ترین موجود، فی الحال به قریب به تمام زوایای زندگی ام است!

 و این ها را تا همین ایام عیدی که خانوم بزرگ یکهو افتاد به حال خرابی و بعدش هم یکدفعه کلا سکوت اختیار کرد؛ نفهمیده بودم .البته طفلکی از چندی پیش ترش سرفه های خفیفش را شروع کرده بود و منتها منِ سنگدلِ بی توجه، وقتی برای دل جویی و رسیدگی برایش نگذاشته بودم. رفته رفته هم سرفه هاش عمیق تر و کهنه تر شد تا زدو این عیدی یکهو حال خرابش از پا درش آورد، بیچاره باز هم  در سکوت :(

و چقدر سخت بود تجربه ی یک تعطیلات طولانی بدون لپ تاپ!!!...( نخند عزیز جان! احساسات جدی است!)

همه ی نقشه هام برای کلللی نوشتن خنثی شد. و تازه همه ی درس و پروژه هام هم که کلهم اجمعین آن تو بودند، فرصتشان را برای خوانده شدن و پیش رفتن از دست دادند . و ....

۱۶ فروردين ۹۵ ، ۲۳:۰۰
مهرا ساعی

 شهید کسی ست ، که به آخرین مرحله کمال خود رسیده است  و راهش را با آگاهی ، ایمان و خلوص می پیماید و همیشه پیروز و جاوید است. 

شهید مریم فرهانیان


پیش تر ها  ، برایم تفاوت  چندانی نداشت که رجب باشد ، یا شعبان ، یا ربیع ، یا هرچه. بایاس ذهنم بر این بود که زمان بندی و تغییر سنجی و عکس العمل دادن و برنامه ریزی و کلا اساس زندگیم باید مطابق با تقویم شمسی باشد و اصلا به من چه که عرب زبان این ایامی را که از نظر من اردیبهشت یا خرداد و... است می خواهد رجب بنامد یا شوال یا صفر یا محرم یا هرچه ! موسی به دین خود ، عیسی به دین خود !

تنها وقت هایی که شاید عادت کرده بودم که باید نسبت به رسیدنشان حساس باشم ، دهه اول محرم بود و از صفر هم روز اربعینش. آن هم به مدد شرکت در مجالس عزاداری و شور و حالشان و نذر شله زرد دوست داشتنی مادر...

به اضافه ی چند روز ولادت و شهادت و عید ، که آن هم اگر بخاطر

۲۷ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۶:۲۲
مهرا ساعی