حلقه ی ذکر

کی شود که به بهانه‌ی این حلقه‌های ذکر، حوض کوچک زندگی‌ام را به آبی مهربان دریاهات برسانی...

پیشنهاد های وب گردی

۲ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

...به على باز مى‌‏گردم، به او که همراه رسول در سالهاى قدرت رسول محاصره شده بود و تمامى کوشش رسول براى تحکیم خلافتش بى‌‏نتیجه مانده بود. به او که تنهایى رسول را مى‏‌دید و غربت خویش را تجربه مى‏‌کرد.
به او که کاسه‏‌ى فضیلتش را واژگون کردند و تمامى فضایلش را در دامان آلوده‏‌ى دیگران ریختند و به دیگران بستند، به او که زمینه‌‏ى حکومتش را بریدند و پیوندهایش را قطع کردند و آنچه که حق او بود و سزاوار او بود و بدون او نمى‏‌چرخید از او گرفتند.

على در خطبه شقشقیه مى‏‌فرماید؛ ابوبکر خلافت را همچون پیراهنى پوشید و برخود پیچید، با این که مى‏‌دانست که جایگاه من از خلافت همچون محور از آسیاست، حکومت بدون من نمى‏‌چرخید؛ چون سیلاب دانش از دل من سرازیر بود و پرنده بر سر من پر نمى‏‌گشود.
من کنار آمدم و دامان جمع کردم و در این اندیشه رفتم که با دست بریده‏ بجنگم یا بر این گمراهى کور صبر کنم، این گمراهى که بزرگ را مى‌‏شکند و کودک را پیر مى‌‏سازد و مؤمن را در رنج مى‏‌کوبد تا به دیدار پروردگار خویش برسد.
دیدم صبر بر این همه سزاوارتر و معقول‏تر است، پس صبر کردم، با چشم ‏تر و گلوى درد صبر کردم، مى‌‏دیدم که میراث من به غارت مى‌‏رفت.

علی صفایی حائری - غدیر


کاش می‌شد یک روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم، خبردار شویم ورود زنان به ورزش‌گاه‌ها آزاد شده، حجاب اختیاری شده، زنان می‌توانند رییس جمهور و وزیر و هر کوفتی که خواستند بشوند، در هر چیزی که فکرش را بکنید برابری جنسیتی ایجاد شده و ...


آن‌وقت می‌دیدیم آیا آن روز هم که صدای این همه اصطلاحا دغدغه بشردوستانه و آزادی‌طلبانه و دل‌سوزانه خفه می‌شود و دیگر هییییچ بهانه‌ای نیست،

کسی از میرزااولنگ و روهینگیا و دردهای جان‌کاهی که نسل آدم از نگریختن به سمت علی(ع) و فرزندانش می‌کشد، حرفی می‌زند؟

حرفی می‌زند؟ 


آه...


#اینجا_ایران_است

#صدای_جمهوری_ما_قدر_نشناسان...


جهان -این باغ وحش
این باغ وحش خون و خاکستر-
چه خاکی می کند بر سر؟





۱۸ شهریور ۹۶ ، ۰۸:۵۱
مهرا ساعی
این لطف روا دار در حقم
که الی الابد یادم بماند
موضعم در برابرت، موضع ضعفی ست لایوصف و پایان‌ناپذیر...


۱۳ شهریور ۹۶ ، ۱۲:۰۲
مهرا ساعی